مقدمه
ایران طی سالهای آینده با چالش های بسیار بزرگی روبرو خواهد بود که در حال حاضر مهمترین آنها نرخ بالای بیکاری بوده ، که در آینده با ورود هرچه بیشتر نیروهای ماهر جوان با انتظارات بالا، ابعاد گسترده تری خواهد یافت . حل این معضل ، مستلزم یک نرخ رشد اقتصادی بسیار بالاست . برای کسب چنین رشدی ، کشور نیاز به پس انداز و سرمایه گذاری بیشتر و حرکت به سمت اقتصاد بازار دارد که درآن ، بخش خصوصی نقش اساسی ایفا مینماید .
ایران به عنوان یک کشور نفت خیز ، طی دهه های گذشته بخش قابل ملاحظه ای از ثروت خود را به شکل انواع یارانه های آشکار و پنهان بر کالاها و خدمات اساسی به مصرف رسانده ، که هم در زمینه رشد اقتصادی و هم در رابطه با توزیع درآمد ، سیاست ناکارا و بی اثری بوده است . مدل توزیع درآمد در ایران در تمامی این سالها یک مدل توزیع قبل از رشد اقتصادی است ، که قطعاً در بلند مدت قابل دوام نخواهد بود. از این رو حرکت به سمت مدل توزیع درآمد به همراه رشد اقتصادی اجتناب ناپذیر است . در چنین مدلی و در قالب یک برنامه زمان بندی مشخص به ویژه برای حمایت از اقشار آسیب پذیر ، دستیابی به رشد اقتصادی بالا ، در نهایت موجب بهبود توزیع درآمد و افزایش رفاه اجتماعی خواهد شد .
در این ارتباط تعدیل بهای کالاها و خدمات اساسی و یارانه اعطایی دولت بابت این کالاها که همه ساله بخش قابل توجهی از بودجه دولت را به خود اختصاص میدهد ، نقش مهمی را ایفا مینماید . این امر علاوه بر تأثیر بر بودجه دولت از طریق افزایش خالص درآمدها ، موجب کاهش مصرف بی رویه این گروه از کالاها و خدمات خواهد گردید. بخش عمده ای از یارانه های اعطایی دولت به انواع حامل های انرژی پرداخت میشود که این امر خود منجر به افزایش بی رویه مصرف آنها شده است . به دلیل پایین بودن قیمت انرژی در کشور ، کاهش مصرف صرفاً از طریق تشویق و یا کاربرد روش های غیر قیمتی امکان پذیر نخواهد بود . به ویژه در بخش های صنعت و خانگی ، پایین بودن قیمت موجب استفاده از لوازم و تجهیزات انرژی بر و گسترش صنایع پر مصرف انرژی شده است . همچنین پایین بودن قیمت انرژی با عدالت بین نسلی منافات دارد . زیرا نسل های آتی به علت استفاده بی رویه نسل های گذشته و فعلی ، از این نعمت خدادادی بهره چندانی نخواهد برد . لذا بهتر است برای این منبع با ارزش ، یک قیمت مناسب و متعادل در نظر گرفته شود
یارانه
یارانه هرگونه پرداخت بلاعوض واحدهای دولتی را گویند که به تولید کنندگان (براساس فعالیتهای تولیدی آنها، یا مقادیر با ارزش کالاها و خدماتی که آنها تولید ، عرضه یا وارد مینمایند) از محل خزانه دولت و هر آنچه که میتواند به خزانه دولت واریز گردد ، تعلق میگیرد .
طبقه بندی گوناگونی از یارانه ها صورت میگیرد که از آن جمله میتوان به یارانه تولیدی ، وارداتی ، صادراتی ، یارانه پنهان ، یارانه مصرفی یا تولیدی ، یارانه هدفمند یا غیر هدفمند اشاره کرد .
در مورد هر کالایی که دولت با پرداخت مبلغی از بودجه خود باعث شود که قیمت آن کالا کمتر از قیمت تمام شده خود در بازار عرضه گردد ، یارانه آشکار پرداخت گردیده است . در حالی که یارانه پنهان یا ضمنی به نوعی از یارانه اطلاق میگردد که به نحوی از انحاء موجب ایجاد هزینه یا محرومیت از کسب درآمد برای دولت میباشد و در بـودجه دولت و حسابهای ملی کشور ثبت نمیشود ، مانند یارانه تخصیصی به برخی از کالاها و خدمات اساسی که عرضه آنها زیرقیمت تمام شده توسط بنگاه های دولتی صورت میگیرد . به علاوه دامنه پرداخت آن ، همه اقشار جامعه را دربر میگیرد و در مورد کالاهایی اعمال میشود که تولید یا توزیع آن توسط دولت و یا تحت نظارت مستقیم دولت قرار دارد و انگیزه دولت ها در پرداخت این دسته از یارانه ها ، پایین نگه داشتن قیمت ها خصوصاً در مورد کالاهای اساسی است . یارانه ها با هدف حمایت از تولید کنندگان از سوی دولت پرداخت میشود . این گونه یارانه ها میتواند بصورت مستقیم یا غیر مستقیم پرداخت شود.
کمک های مستقیم دولت به بخش کشاورزی و گندم کاران از طریق خرید گندم یا سایر محصولات کشاورزی با قیمتهای تضمینی مناسب نوعی یارانه تولیدی میباشد .کمک های غیر مستقیم دولت در جهت حمایت از تولید به صور مختلف مانند پرداخت یارانه کود ، سم و بذر و یا تخصیص انرژی یا سوخت به قیمت های پایین تراز قیمت تمام شده میتواند باشد. همچنین شایان ذکر است پرداخت تسهیلات اعطایی بانک ها به بخش های مختلف تولیدی در نرخ سودی پایین تر از نرخ مصوب نیز نوعی یارانه میباشد که به بخش تولید تعلق میگیرد .
البته باید توجه داشت ، اگر چه اختصاص مدبرانه یارانه های تولیدی به منظور حمایت از تولید و افزایش عرضه برخی از کالاها و خدمات می تواند در تقویت رشد اقتصادی و به تبع آن ارتقاء سطح رفاه و قدرت خرید مردم مؤثر باشد ، اما حتی پرداخت این دسته از یارانه ها هم باید بصورت مقطعی و محدود و با در نظر گرفتن ملاحظات اقتصادی صورت گیرد . به عنوان مثال پرداخت یارانه تولیدی میتواند در جهت گسترش سرمایه گذاری و تولید در مناطق محروم برای مدت زمانی مشخص به کار گرفته شود که پیامدهای آن توسعه اشتغال درمنطقه و بهبود وضعیت معیشتی اقشار آسیب پذیردر این مناطق خواهد بود .
به علاوه پرداخت های جاری مستقیم دولت به خانواده ها تحت عنوان منافع اجتماعی طبقه بندی میگردد . این نوع پرداخت ها خود به دو قسمت تقسیم میگردند :
1- بیمه های اجتماعی 2- کمک های اجتماعی
این پرداخت ها ممکن است بصورت نقدی یا جنسی باشد . برای مثال پرداخت های نقدی به مددجویان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی تحت عنوان مستمری یا سایر خدمات جانبی به آنان و پرداخت بن کتاب به دانشجویان از جمله این گونه پرداخت های مستقیم به خانوارها میباشد . این نوع کمک اجتماعی به صورت اعطای کالا برگ با ارزش خاص برای مصارف خاص به خانوارهای هدف پرداخت میگردد . پرداخت یارانه به این شیوه به فرد یا خانوار این امکان را میدهد که سبد مصرفی خود را در مطلوبیت بالاتری قرار دهد و مجموعه امکان پذیری خود را از مصرف کالاها افزایش دهد .
آثار اجتماعی و اقتصادی پرداخت یارانه
نظام های اقتصادی گوناگون هر کدام به نحوی با مسأله یارانه مواجه میگردند. ابعاد این پدیده ، فضای سیاسی و اجتماعی را نیز در بر گرفته است و از اینجاست که بررسی این پدیده تنها از نقطه نظر اقتصادی ما را به واقعیات این نمود رهنمون نخواهد ساخت ، بلکه نگرشی اجتماعی در این خصوص ضروری به نظر میرسد حتی در اصطلاح اقتصادی نیز یارانه را یک نوع هزینه اجتماعی نامیده اند .
علل گسترش یارانه در ایران قبل و بعد از انقلاب تفاوت زیادی دارند. اگر چه پیامدهای یکسانی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی بر جای گذاشته اند . قبل از انقلاب یارانه به ظاهر مکانیسم مهار تورم و افزایش قیمتها بکار رفته شد، لیکن به دلایل فنی ، اقتصادی و اجتماعی ، پیامدهای ناخواسته ای به بار آورد . بعد از انقلاب پرداخت یارانه به عنوان مکانیزمی در جهت برقراری عدالت اجتماعی وتوزیع مجدد درآمد تقویت شد . لیکن بدلایل اقتصادی و اجتماعی متفاوتی نه تنها به اهداف مورد نظر نائل نیامد ، بلکه به لحاظی روند نابرابری درآمدی را نیز سرعت بخشید . تا آنجایی که در این زمان ، چگونگی حمایت از اقشار آسیب پذیر و دارندگان درآمد ثابت جامعه مشغله فکری و اجرایی دولت میباشد . اگر چه یارانه های تولیدی در کشورهای در حال توسعه رواج دارد اما نقش یارانه های مصرفی در ساخت اجتماعی و اقتصادی این کشورها مهمتر است . کشورهای در حال توسعه بواسطه عدم توزیع عادلانه درآمد و وجود اقشار محروم و کم درآمد و همینطور به منظور بالا بردن سطح رفاه اجتماعی ، یارانه مواد غذایی پرداخت میکنند . این کشورها را میتوان به دو دسته کشورهای صادرکننده نفت و کشورهایی که این منبع طبیعی را در اختیار ندارند تقسیم نمود . وجه ممیزه کشورهای نفت خیز در حال توسعه پرداخت یارانه مواد غذایی به اقشار کم درآمد و بعضی کشورها مانند ایران به تمامی اقشار میباشد . در کشورهایی که درآمد حاصل از نفت را دارا نمیباشند ، یارانه مواد غذایی بصورت سهمیه بندی این کالاها به اقشار محروم و کم درآمد پرداخت میشود. کشورهای دسته اول با نوسانات قیمت در بازارهای بین المللی دچار آشفتگی میگردند . اگرچه عواید نفت تمامی هزینه های اجتماعی و غیره را تأمین مینماید . لیکن چشم پوشی نمودن از آن در بسط منابع مولد اقتصادی و صرف آن در تأمین این هزینه ها نه تنها دولت ها را از هدف واقعی پرداخت یارانه دور مینماید بلکه این هزینه ها ، یارانه ها را به مشکلی اساسی و اجتماعی تبدیل مینماید زیرا که قیمت نفت در بازار جهانی تعیین میگردد و تحت تأثیر کنش و واکنش های سیاسی و روابط خارجی کشورهای نفت خیز دچار نوسان میشود .
تأثیر یارانه بر توزیع و ترکیب جمعیت
یکی از اثرات اجتماعی یارانه ها ، تأثیر بر متغیرهای جمعیتی و از آن جمله مهاجرت میباشد . یارانه ها با تأثیر بر مکانیسم قیمت محصولات بر توزیع و ترکیب جمعیت تأثیر میگذارند ، این گونه سیاستها با تأثیر بر تربیت های نسبی ، بر روابط بخش های تجاری به ویژه بخش کشاورزی ( جامعه روستایی ) و صنعت ( جامعه شهری ) مؤثر است . عمدتاً در این سیاست ها بهای تولیدات کشاورزی در سطح پایین قرار داده شده و تأثیر منفی بر سطح درآمد کشاورزان و روستاییان میگذارند. اثر بر مهاجرت داخلی نیز روشن است . اختلاف درآمد در شهر و روستاها باعث مهاجرت روستاییان میشود .
رابطه محیط زیست با یارانه
پرداخت یارانه به حامل های انرژی قیمت این مواد را از سطح واقعی آن پایین تر قرار میدهد . لذا مصرف افزایش مییابد که این خود باعث ضرر رسانی به محیط زیست میشود . از سوی دیگر اگر یارانه بر حامل های انرژی کاهش یابد یا حذف گردد بر سرمایه گذاری در زمینه صنایع و توسعه صنعتی تأثیر میگذارد . بدین لحاظ کشورهای در حال توسعه با طرحهای حفظ محیط زیست باید با نظام اجتماعی که درآن اندازه جمعیت ، درجه شهرنشینی ، نظام بهداشت عمومی ، سطح سواد ، اندیشه های اجتماعی و فرهنگی ، دامنه سوء تغذیه ، بیماری و نظام های بهداشتی رعایت میشود ، بررسی گردد و نظام اقتصادی آن با درجه صنعتی شدن ، توزیع درآمد ، سطح درآمد سرانه ، وضع موجود توسعه اقتصادی ، سطوح بیکاری ، زیربناهای تکنولوژی ، کاهش آلودگی و هزینه های آن هماهنگ باشد .
رابطه یارانه و ارزش های اجتماعی
یارانه در یک فرآیند تاریخی بر ساخت اجتماعی تأثیر میگذارد و از آن جمله بر ارزشهای اجتماعی نیز تأثیراتی داشته اسـت . با ذکـر مثال این اثـرات را بررسی میکنیم . وقـتی برای نان مصرفی یارانه پرداخت میشود ، در مصرف آن صرفه جویی چندانی نمیشود. افزایش مصرف به همراه سایر متغیرها چون کیفیت نامناسب پخت و افزایش کالاهای جانشین ، فرهنگ قناعت را در جامعه از بین میبرد . به موازات آن توجه به محدودیت سود در بخش کشاورزی ، سطح سرمایه گذاری در این بخش تنزل یافته و رشد جمعیت لاجرم واردات را افزایش میدهد و سهم تولید داخلی در مصرف کلی به تدریج کاهش خواهد یافت . ارزش های جامعه سنتی که به واسطه ی اهمیت گندم ، نان را برکت خداوند میشمرد و از این طریق تأثیر متقابل ارزشهای مادی و معنوی را ایجاد نموده بود ، به تدریج سست میگردد . مردمی که روزگاری تحمل دیدن نانی را روی زمین نداشتند ، اینک مقدار فراوانی نان را به صورت نان خشک به دور میریزند. این پدیده باعث سست شدن بعضی ارزشها نیز گردیده است .
یارانه و الگوی مصرف
یارانه های مواد غذایی در بیشتر جوامع به کالاهایی پرداخت میشود که نقش مهمی در الگوی مصرف بازی میکنند.
از سوی دیگر الگوی مصرف رابطه ی متقابل با عوامل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دارد. کالاهایی در ایران یارانه ای و سهمیه بندی هستند که کالاهای اساسی و جزء الگوی مصرف پایه اغلب مردم هستند و تغییر قیمت آنها مسلماً الگوی مصرفی را در زمانی تغییر میدهد که هیچ جایگزین مناسبی از طریق ساختهای اقتصادی ارائه نشده است . لذا تأمین حداقل نیازهای اساسی مردم حتی اگر قشر آسیب پذیر به درستی شناخته نشده باشند ، تغییر ساختهای اقتصادی به تغییر الگوی مصرف میانجامد ، تغییری که قطعاً شوک مهمی به الگوهای فرهنگی - اقتصادی وارد میکند .
رابطه بیکاری پنهان و یارانه مواد غذایی
رواج بیکاری پنهان بیشتر در بخش کشاورزی و معمولاً معلول فشار جمعیت بر زمین یا نابرابری نیروی کار و قدرت تولید از سویی و تولید از سوی دیگر است . شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه معلول انتقال بیکاری و بیکاری پنهان روستاها به شهرهاست . دهقانان بیکاری و فقر را با خود به شهر میآورند. در این شرایط حتی ایجاد کارخانه های جدید اگر چه سطح اشتغال را افزایش میدهد ، لیکن موجب مهاجرت کثیری دیگر از روستاییان میشود .
یکی از نمونه های بیکاری پنهان در جامعه ایجاد مشاغل کاذب میباشد ، یارانه به عنوان یکی از متغیرهایی که بر گسترش مشاغل کاذب تأثیر دارد بررسی میشود . بطور مثال سهیمه بندی کالاها و توزیع کوپن در سالهای بعد از انقلاب حرفه کوپن فروشی را رواج داده است . البته مسلماً با قطع کوپن ، این حرفه نیز از بین میرود ، لیکن چاره اصلی این است که کوپن فروشان را جذب اقتصادی مولد نمود ، در غیر این صورت آنان شغل کاذب دیگری برمیگزینند .
از جمله دیگر مشاغل کاذب نان خشک فروشی است که علیرغم فشارهای شهرداری هنوز از بین نرفته است . زیرا بدلیل کیفیت نامطلوب نان روند شغل نان خشک فروشی رو به تزاید است . به طور خلاصه با توجه به رشد جمعیت فعال و عدم جذب ساختار اقتصادی که توان افزایش مشاغل جدید را ندارد و با توجه به رشد فزاینده جمعیت و عدم مدیریت صحیح کنترل جمعیت ، پیش بینی میگردد مشاغل کاذب در آینده رشد نمایند. این پیش بینی با توجه به مهاجرت از روستاها به شهر و کاهش قدرت اشتغال زایی بخش کشاورزی و افزایش قدرت بخش خدمات دور از تصور نمیباشد .
بررسی آثار اقتصادی یارانه نان
با توجه به آن که قوت غالب مردم نان میباشد ، لذا گندم یک کالای اساسی و استراتژیک است ، به طوری که کمبود و یا نوسانات قیمت آن کالاها را تحت الشعاع قرار میدهد و مشکلات عدیده ای فراهم میسازد . از سوی دیگر هزینه نان برای گروه های کم درآمد و متوسط چه در مناطق شهری و چه روستایی رقم بالایی است . از آنجایی که تولیدات داخلی برای تأمین مصرف کافی نیست و همچنین بدلیل رشد جمعیت ، شکاف بین عرضه و تقاضا عمیق تر میگردد .
همچنین با برقراری یارانه برای گندم ، هدف مورد نظر در تثبیت قیمت نان عملی میگردد .
پرداخت یارانه برای تثبیت قیمت نان ، بیشتر در جهت حمایت مصرف کننده به خصوص گروه های کم درآمد شهری میباشد .
لیکن در عمل تمامی طبقات درآمدی از آن استفاده مینمایند. بررسی اهمیت نسبی نان در هزینه سالانه یک خانوار شهری نشان میدهد که در گروه های پایین ، نان نسـبت به کل هزینه های خوراکی و غیرخوراکی شان به مراتب بالاتر از گروه های متوسط بالا میباشد .
بررسی اجمالی آمار موجود فاصله عمیق بین طبقات مختلف هزینه ای را نشان میدهد . اگر چه شکاف طبقاتی به وضوح روشن است ، لیکن با توجه به بعد خانوار در هر گروه هزینه ای ، این فاصله فزاینده تر میگردد . با وجود آن که تخصیص سوبسید نان ، تنها به اقشار کم درآمد و صاحبان درآمد ثابت میتواند از شکاف موجود در سهم هزینه نان به هزینه های خوراکی طبقات مختلف بکاهد ، به علت مشکلات اجرایی این امر ، یارانه به این کالا به طور عام مد نظر گرفته است .
در رابطه با اثرات جانشینی ، به طور نظری ، با افزایش قیمت نان ، به شرط ثابت بودن قیمت سایر کالاها ، مصرف کننده کالاهای دیگر را جایگزین میکند و در ارتباط با اثر درآمدی ، با افزایش قیمت نان خرید خانوار کاهش مییابد. بالطبع از تمامی کالاها از جمله نان نیز کمتر استفاده مینماید. اگر چه باید اذعان داشت که چون مقدار زیادی نان در خانوارها اتلاف میگردد ، لذا با افزایش قیمت ها برخی خانوارها میتوانند بی آن که لطمه ای به نیازهای ضروری شان وارد آید ، میزان مصرف خود را به طور قابل توجهی کاهش دهند .
بررسی آثار اقتصادی یارانه قند و شکر
قند و شکر از دیگر کالاهای یارانه ای هستند . هزینه این کالا نسبت به کل هزینه ها و هزینه های خوراکی در طبقات مختلف هزینه ای ، متفاوت است . هزینه این کالا نسبت به هزینه های خوراکی از طبقات پایین به بالا روند صعودی را میپیماید . هرگاه یارانه قند و شکر برای خانوارهای روستایی قطع گردد ، به ترتیب از طبقات پایین هزینه ای تا طبقات متوسط و سپس طبقات بالا روند تغییرات ، نزولی است . با در نظر گرفتن بررسی آثار اقتصادی پرداخت یارانه قند و شکر به خانوارهای شهری و روستایی و پیامدهای قطع آن بر هزینه های خانوار ، باید متذکر شد که حذف یارانه این کالا در شرایط کنونی بیشترین صدمه را به اقشار کم درآمد وارد می نماید و با توجه به اهداف نظام ، این روش توجیه پذیر نمیباشد ، لیکن اگر هدف از پرداخت یارانه موا غذایی کمک به طبقات پایین جامعه باشد ، آن گاه میتوان با توزیع یارانه در میان این اقشار ، در جهت قطع آن برای سایر اقشار که انعطاف پذیری درآمدی بیشتری دارند اقدام نمود .
بررسی آثار اقتصادی یارانه شیر
به طور اجمالی میتوان گفت که با حذف یارانه ، به دلیل افزایش هزینه ها ، اقشار کم درآمد ممکن است مصرف این کالا را کاهش دهند ، در حالی که به لحاظ اهمیت شیر در تغذیه ، لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این طبقات بتوانند از شیر استفاده کنند . این امر میتواند از طریق نظام سهیمه بندی و پرداخت یارانه شیر نوزادان ، مادران و سالمندان با شیوه توزیعی متفاوت توسط شیر خوارگاه ها ، مهد کودک ها و بیمارستان ها صورت گیرد .
بررسی آثار یارانه کود شیمیایی
بررسی یارانه کود شیمیایی میتواند با تأکید بر دو عامل صورت گیرد :
1- قیمت های بین المللی ، یارانه کود شیمیایی را تغییر میدهند .
2- افزایش کود شیمیایی و آثار آن بر تولیدات کشاورزی .
قیمت های بین المللی کود شیمیایی در نتیجه قیمت های گزاف فسفات و پتاس و استفاده از داده های نفتی در تولید کود شیمیایی به طور شدیدی در حال افزایش است . فرآیند تولید کود شیمیایی صنعتی نیازمند مقادیر متنابهی انرژی پرهزینه است .
تحقیقات پیرامون مصرف کود شیمیایی نشان داده است که بین افزایش مصرف کود شیمیایی و افزایش تولید محصولات کشاورزی لزوماً رابطه ای مستقیم وجود ندارد . علیرغم مصرف نسبتاً زیاد کود در سال های اخیر ، پرداخت یارانه به این کالا از سوی دولت ، به دلیل عدم توجه کافی به سایر عوامل ( پایین بودن آموزش ، اطلاعات کشاورزان ، نحوه استفاده از اطلاعات و فقدان توجه به تحقیقات کشاورزی و ......... ) نتوانسته است تأثیر زیادی بر افزایش عملکرد غلات داشته باشد .
اگر هدف پرداخت یارانه در بخش کشاورزی را حمایت از افزایش تولید بدانیم ، روشن است که تنها بهره برداران بزرگ که کشت مکانیزه یا نیمه مکانیزه انجام میدهند ، از این نوع یارانه منتفع میگردند ، زیرا که دولت براساس میزان محصول خریداری شده است که به کشاورزان کود شیمیایی یا انواع یارانه های دیگر میدهد . لذا یارانه های تخصیصی عموماً به تولید کنندگان بزرگ اختصاص مییابد که درآمد بالاتری دارند و تولید کنندگان خرده پا از مزایای یارانه چندان بهره مند نخواهند شد . حتی این خطر وجود دارد که سـلف خرها و دلالان که سرمایه مناسـبی در اختیار دارند ، با جمع آوری و ارائه محصولات مـزارع کوچـک به دولت یارانه دولـتی شـامل مـاشین آلات ، لوازم یدکی و کود شیمیایی را دریافت کرده و در بازار آزاد به قیمت بالاتری به فـروش برساننـد و بالـطبع آثار تورمی آن را به بخش کشاورزی تعمیم دهند . دراین شرایط پرداخت یارانه در بلند مدت نه تنها باعث افزایـش تولید نخواهد شد ، بلکه توزیع ناعادلانه درامد در بخش کشاورزی را نیز موجب میشود . به هر صورت کود شیمیایی کالای مهـم و استراتـژیکی است که در صد عمده ای از واردات کشور را تشکیل میدهد و بهبود کاربرد آن در افـزایش تـولیدات کـشاورزی صرف نظر از ابعاد دیگر آن مستلزم بحث و بررسی دقیقی در تحقیقات کشاورزی میباشد .
اثرات اقتصادی حذف یارانه
حـذف یـارانه برای کلیه طبـقات درآمدی مانـند پرداخـت آن به طـور عام ، آثار اجتـماعی وخیـمی دارد . فقرا اگر با واکنش های خشونت بار این امر را پاسخ ندهند ، با مهاجرت ، تغییر الگوی مصرف ، به کار گماردن فرزندان خردسـال و سـایر آسیب های اجتماعی به طور ناخواســته واکنش نشـان خواهند داد . به هر حال حذف کامل یارانه ها به چنین شـکلی توصـیه نمیگردد. بنابراین باید شیوه پرداخت آن عوض شود .
شیوه های حمایت از اقشار کم در آمد
شیوه های حمایت از اقشار کم درآمد در کشورهای مختلف ، متفاوت هستند و بنا به مقتضیات و شرایط اجتماعی و اقتصادی یک شیوه یا ترکیبی از شیوه ها به اجرا درمیآید .
1- یارانه قیمتی 2- پرداخت نقدی 3- بن مواد غذایی 4- سهمیه بندی با یارانه های قیمتی
از شاخص ترین شیوه های حمایت از طبقات کم درآمد محسوب میشود .
با پرداخت نقدی ، افزایش معینی در درآمد صورت میپذیرد و مصرف کننده اجازه مییابد با انتخاب کالایی که بالاترین سطح مطلوبیت را پدید میآورد ، خود را منطبق نماید . لیکن پرداخت یارانه قیمتی اگر چه افزایش معینی در درآمد ایجاد مینماید ، از نظر مصرف کننده بر انتخاب کالای پست دلالت دارد . همچنین دگرگونی در قیمت های نسبی که از یارانه قیمتی نتیجه میشود ، منجر به عدم کارایی در تولید و مصرف بی رویه میگردد . یک برنامه بن غذایی به یک برنامه یارانه قیمتی یا انتقال ارزش جنسی تا آنجا که به مصرف کننده اجازه انتخاب کالاها در سطح وسیعی داده شود ، برتری خواهد داشت.
به هر حـال دولت بایـد تصمیم بگیـرد که اگر برنامه حمایت از فقیران را در پیـش دارد بایـد کدام شـیوه را اجراء نماید. اگر طرح های تغدیه ای هدف اصلی برنامه است، یارانه های قیمتی با تأثیر برافزایش مصرف مواد غذایی که گزینش بالای تغذیه ای دارند میتواند مفید باشد در صورتیکه در برنامه بن مواد غذایی که گزینش مواد غذایی در ابعاد وسیع تری را شامل میشود ، ممکن است ابزار ناچیزی بشمار آید . یارانه قیمتی هرگاه برای طبقه ای خاص اعمال گردد ، به صورت سهمیه بندی کالاها نیز بروز مینماید . هرگاه یارانه قیمتی بر کالاها اعمال گردد مصرف نیز محدود میشود زیرا مصرف این کالاها در بین طبقات مرفه کاهش مییابد .
پرداخت نقدی یارانه ها
تفاوت در روش ارائه یارانه ها بر تمامی عناصر اصلی و فرعی اقتصاد یک کشور اثر گذار است . یکی از مهم ترین زیر ساخت های مدیریت اقتصاد در یک کشور ، نوع پرداخت های انتقالی برای گسترش عدالت و رفاه و تأمین حداقل نیازهای اقتصادی است . هر چه محدوده انتخاب در نوع مصرف بیشتر شود ، رضایت مندی در عموم مردم بیشتر شده ، مصرف بهینه تر شده و تقاضا ، عرضه و تولید از مطلوبیت بیشتری بهره مند میشود . از سوی دیگر با بهینه شدن تولید و عرضه ، سطح اشتغال بهبود مییابد .
پرداخت نقدی یارانه ها ، بر مهم ترین شاخص های ارزیابی یک نظام از جمله شاخـص های توسـعه انسـانی ، شاخص های اقتصادی ، شاخص های اجتماعی و ... اثر گذار است . در زیر به برخی از آنها اشاره میکنیم .
انتخاب در مصرف
وقتی یارانه به صورتی باشد که کالای مورد نظر به قیمت ارزان در درست مردم قرار گیرد ، تقاضای مصرف کالای مورد نظر افزایش مییابد که البته بخشی از آن به طور واقعی مصرف و بخشی از آن ( به علت قیمت پایین ) بدون مصرف هدر رفته ( مثل نان ) یا به خارج قاچاق میشود ( مثل سوخت ) . اما اگر همان کالا به قیمت تمام شده به مردم ارائه شود به علت گرانی امکان هدر رفتن یا قاچاق آن از بین میرود . از طرفی اگر تفاوت قیمت قبل و بعد از حذف یارانه کالا ، به طور نقد به مردم پرداخت شود ، آن گاه مردم در نوع هزینه خود قدرت انتخاب داشته ، از مصرف نا بجا یا هدر دادن کالای مورد نظر خودداری میکنند .
بازنشستگان
افزایش قیمت ها موجب شده تا بسیاری از بازنشستگان برای جبران هزینه های زندگی خانواده خود به اشتغال مجدد روی آورند و با توجه به وجود درآمد حاصل از بازنشستگی ، پذیرای حقوق و مزایای کمتری نیز هستند . این اشتغال مجدد که همراه با حقوق و مزایای کمتر از حد متعارف است ، موجب شده تا فرصت های شغلی از جوانان سلب شود . بخش قابل توجهی از بیکاری جوانان ناشی از این امر است . اگر از طریق پرداخت نقدی یارانه ها ، زمینه جبران هزینه های زندگی بازنشستگان فراهم شود ، تعداد بسیار زیادی از آنان از اشتغال مجدد صرف نظر میکنند و فرصت برای اشتغال جوانان و افزایش بهره وری فراهم میشود .
سرمایه گذاری عمرانی
توسعه صنعتی نیاز به اجرای طرح های صنعتی دارد . افزایش طرح های عمرانی در دست ساخت موجب افزایش مصرف مواد اولیه مثل مواد معدنی ، مواد نفتی ، مصالح ساختمانی ، فلزات ، مواد شیمیایی و... شده که این موضوع نیز به نوبه خود موجب افزایش قیمت ها شده است و به دنبال آن تورم افزایش یافته است . همچنین برای راه اندازی هر طرح بزرگ صنعتی به طور طبیعی مقادیر قابل توجهی پول هزینه شده و وارد جامعه میشود که این نیز از جمله عوامل مهم ایجاد تورم است ، لذا برای جبران تورم ناشی از توسعه صنعتی باید یارانه نقدی در اختیار عموم قرار گیرد .
استفاده مردم از امکانات عمومی
یکی از افتخارات دولت ها ، ساخت و گسترش امکانات عمومی ، تفریحی و ورزشی است اما اگر مردم در فقر عمومی به سر ببرند امکان استفاده از آن را نداشته و دولت های مربوط در عمل به اهداف خود در گسترش رفاه نایل نمیشوند . در این صورت وجود امکانات رفاهی عمومی که فقط عده خاصی از افراد مرفه امکان استفاده از آن را دارند ، موجب نارضایتی اقشار کم درآمد میشود .پس برای آن که بتوان زیر ساخت های واقعی برای استفاده همه افراد از امکانات رفاهی را فراهم کرد ، باید از سیستم پرداخت نقدی یارانه ها استفاده کرد تا مردم با توجه به درآمد واقعی خود به علاوه یارانه نقدی ، امکان انتخاب در خرید کالا و خدمات مورد نظر خود را داشته باشند .
یارانه نقدی و کارآفرینی
پرداخت یارانه نقدی موجب میشود تا مردم در خرید کالا و خدمات ، توان انتخاب داشته باشند ، لذا تقاضای واقعی نمود پیدا میکند و به دنبال آن خرید واقعی انجام میشود که نتیجه آن مصرف واقعی است . مصرف واقعی نیاز به عرضه واقعی داشته و به دنبال آن نیاز به تولید است . قابل پیش بینی است که با گسترش یارانه های نقدی ، مصرف ، عرضه و تولید در بخش مواد غذایی و پوشاک بیشتر میشود که این ، هم رفاه عمومی را به دنبال دارد و هم موجب رونق تولید میشود ، چون عمده نیازهای بخش غذا و پوشاک کشور در داخل تهیه و تولید میشود . با افزایش تولید در بخش موا د غذایی ، بخش کشاورزی و صنایع وابسته به آن ، رونق بیشتری گرفته و اشتغال به کار نیروی انسانی زیادتر میشود پس پرداخت یارانه نقدی موجب کارآفرینی و اشتغال خواهد شد .
واردات کالا
باید توجه داشت که عدم بهره مندی از فنآوری های پیشرفته در تولید داخلی موجب افزایش قیمت تمام شده تولیدات داخلی شده است . در این حالت باید یکی از دو سیاست ذیل را در نظر گرفت : نخست واردات کالا و خدمات از خارج که موجب کاهش تولید داخلی و کاهش اشتغال و افزایش بیکاری شده و برای جبران حداقل هزینه های زندگی افراد بیکار باید از یارانه نقدی استفاده کرد . دیگر آن که جلوگیری از واردات که افزایش قیمت کالا وخدمات وارداتی موردنظر را به دنبال داشته و برای جبران این افزایش قیمت ، باید از یارانه نقدی استفاده شود . پس در صورت انتخاب هر یک از دو حالت فوق باید یارانه نقدی پرداخت تا سطح رضایت مندی مردم حفظ شود .
تورم یا گرانی مقطعی
افزایش قیمت ها چه ناشی از تورم مزمن باشد یا در مقاطعی از زمان و دربرخی از انواع خاص کالا باشد، لازم است برای حفظ رضایت مندی مردم، اقدام به جبران آن کرد . کاهش در تولید به دلایل مختلف ، نقص در توزیع ، تحریم ، افزایش ناگهانی مصرف ، بروز حوادث طبیعی ، جنگ یا شورش ، ایجاد جو روانی نامناسب و انتظار تورمی ، افزایش قیمت عوامل تولید ، سیاست های انبساطی مالی و سیاست های انبساطی پولی ، چند عامل مؤثر در افزایش قیمت کالاهای اساسی محسوب میشوند .
اگر قیمت ها به حالت اول خود برنگردند ، اثر روانی آن موجب ایجاد توقع در جهت افزایش قیمت های فروش کالا وخدمات و افزایش دستمزد از سوی مردم میشود . اگر این موضوع چند بار اتفاق بیفتد ، موجب پدیده ای به نام انتظارات تورمی میشود ، یعنی مردم همواره انتظار تورم در کالاها و خدمات را خواهند داشت . در چنین حالتی اکثریت مردم ، مازاد درآمد خود را به خرید کالاهایی اختصاص میدهند که
احتمال افزایش قیمت آن میرود . به دنبال آن سرمایه گذاری مولد کاهش یافته و امواج مکرر تورم ، انواع کالا و خدمات را دربرمیگیرد . از نظر روانی یکی از مهم ترین عوامل ایجاد کننده انتظارات روانی ، عدم اطمینان از قدرت خرید پول و عدم جبران هزینه ها در آینده است . راهکار مناسب و بلند مدت این مشکل ، پرداخت نقدی یارانه مناسب با افزایش قیمت کالاهای اساسی است .
جمع بندی و نتیجه گیری
یارانه را هر گونه پرداخت بلاعوض واحدهای دولتی گویند که به تولیدکنندگان از محل خزانه دولت و هر آنچه که می تواند به خزانه دولت واریز گردد تعلق می گیرد. یارانه انواع مختلف دارد که می توان به یارانه تولیدی ، وارداتی ، صادراتی ، پنهان ، مصرفی و یارانه هدفمند یا غیرهدفمنداشاره کرد.
پرداخت یارانه بر روی متغیرهای اجتماعی و اقتصادی زیادی تأ ثیرمی گذارد بطوریکه پرداخت یارانه بر توزیع و ترکیب جمعیت تأثیر می گذارد چون پرداخت یارانه قیمت محصولات کشاورزی را پایین و درآمد روستاییان را کاهش داده و باعث مهاجرت روستاییان به شهرها می شود. پرداخت یارانه به حاملهای انرژی نیز قیمت این مواد را از سطح واقعی آن پایین تر قرار می دهد لذا مصرف آن افزایش می یابد که این خود باعث ضرر رسانی به محیط زیست می شود ؛یارانه بر ارزشهای اجتماعی نیز تأثیر می گذارد بطور مثال وقتی برای نان مصرفی یارانه پرداخت می شود ، در مصرف آن صرفه جویی چندانی نمی شود،افزایش مصرف به همراه سایر متغیرها چون کیفیت نامناسب پخت و افزایش کالاهای جانشین ، فرهنگ قناعت در جامعه از بین می رود و مقدار فراوانی نان بصورت نان خشک به دور ریخته می شود و این باعث سست شدن بعضی از ارزشها می شود. در ایران یارانه ها اغلب به کالاهای اساسی و کالاهایی که جزء الگوی مصرف اغلب مردم هستند پرداخت می شود و تغییر قیمت آنها الگوی مصرفی را زمانی تغییر می دهد که هیچ جایگزین مناسبی از طریق ساختهای اقتصادی ارایه نشده است لذا اگر حداقل نیازهای اساسی مردم بدرستی شناخته نشده باشد، تغییر ساختهای اقتصادی به تغییر الگوی مصرف می انجامد. یارانه همچنین یکی از متغیرهایی است که بر گسترش مشاغل کاذبی چون نان خشک فروشی تأثیر می گذارد از طرفی دیگر پرداخت یارانه به برخی از کالاهای اساسی مانند نان ، قند و شکر و شیر که با هدف حمایت از اقشار آسیب پذیر پرداخت می شود همه گروههای درآمدی را شامل شده و از هدف اصلی دور شده و حذف آن نیز امکان ندارد چون فقرا اگر با واکنش های خشونت بار این امر را پاسخ ندهند، با مهاجرت، تغییر الگوی مصرف و بکار گماردن فرزندان خردسال و سایر آسیب های اجتماعی بطور ناخواسته واکنش نشان خواهند داد. بنابراین حذف کامل یارانه ها توصیه نمی گردد و باید شیوه پرداخت آن عوض شود و پرداخت نقدی را شاید بتوان از بهترین شیوه های حمایت از اقشار آسیب پذیر دانست.
اگر یارانه ها بصورت نقد پرداخت گردند افراد در نوع هزینه خود قدرت انتخاب داشته از مصرف نابجا یا هدر دادن کالای موردنظر خودداری می کنند. و همچنین پرداخت نقدی باعث می شود که بازنشستگان برای جبران هزینه های زندگی خود به اشتغال مجدد روی نیاورند و فرصتهای شغلی از جوانان جویای کار سلب نشود و نیز از آنجا که توسعه صنعتی موجب افزایش مصرف مواد اولیه شده این موضوع موجب افزایش قیمت سایر کالاها می شود همچنین برای راه اندازی هر طرح مقادیر قابل توجهی پول هزینه شده و وارد جامعه می شود که این نیز از جمله عوامل مهم ایجاد تورم است. برای جبران تورم ناشی از توسعه صنعتی باید یارانه نقدی در اختیار عموم قرار گیرد. پرداخت نقدی باعث می شود تا مردم در خرید کالا و خدمات توان انتخاب داشته باشند در این صورت تقاضای واقعی نمود پیدا می کند ، تقاضای واقعی نیاز به عرضه واقعی دارد با گسترش یارانه های نقدی ، مصرف ، عرضه و تولید در بخش مواد غذایی و پوشاک بیشتر می شود که این موجب رونق تولید می شود ودر نتیجه اشتغال بکار نیروی انسانی زیاد تر می شود و موجب کار آفرینی می گردد.برای کاهش تأثیرات واردات کالا نیز باید یارانه نقدی پرداخت کرد چون واردات کالا از یک طرف باعث کاهش تولید داخلی و کاهش اشتغال می شود وهمچنین قیمت کالاهای وارداتی بالاتر از کالاهای داخلی است که برای جبران این افزایش قیمت باید یارانه نقدی پرداخت کرد. افزایش قیمت کالا و خدمات چه ناشی از تورم و یا خاص برخی از کالا و خدمات باشد باید اقدام به جبران آن کرد چون اثر روانی آن باعث ایجاد انتظارات تورمی می شود که این باعث تشدید تورم می شود راهکار مناسب و بلند مدت این مشکل پرداخت نقدی یارانه مناسب با افزایش قیمت کالاهای اساسی است
به نقل از وب سایت سازمان امور اقتصادی و دارایی اصفهان